ملا خليل بن غازي القزويني

450

صافى در شرح كافى (فارسى)

دست‌هاى مردمان ، چيزهاى بسيار از بيان معنى متشابهات قرآن و از حديث‌هايى كه آنها از پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه شما خانوادهء پيغمبر ، مخالفت ايشان مىكنيد در آنها و مىگوييد كه آنها همگىاش به كار نيامدنى است . آيا پس ، اعتقاد تو اين است كه به كار نيامدن آنها به سبب اين است كه مردمان افترا مىكنند بر رسول اللَّه صلى الله عليه و آله دانسته ، و بيان معنى متشابهات قرآن مىكنند به ظن‌هاى خود ، بىآن كه شنيده باشند ، يا وجهى ديگر دارد ؟ اصل : قَالَ : فَأَقْبَلَ عَلَيَّ ، فَقَالَ : « قَدْ سَأَلْتَ فَافْهَمِ الْجَوَابَ ، إِنَّ فِي أَيْدِي النَّاسِ حق اً وَبَاطِلًا ، وَصِدْقاً وَكَذِباً ، وَنَاسِخاً وَمَنْسُوخاً ، وَعَامّاً وَخَاصّاً ، وَمُحْكَماً وَمُتَشَابِهاً ، وَحِفْظاً وَوَهَماً ، وَقَدْ كُذِبَ عَلى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله عَلى عَهْدِهِ ، حَتّى قَامَ خَطِيباً ، فَقَالَ : أَيُّهَا النَّاسُ ، قَدْ كَثُرَتْ عَلَيَّ الْكَذَّابَةُ ، فَمَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّداً ، فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ ، ثُمَّ كُذِبَ عَلَيْهِ مِنْ بَعْدِهِ » . شرح : مراد به حق ، به كار آمدنى است . مراد به باطل ، به كار نيامدنى است . عطف در وَ صِدْقاً تا آخر ، از قبيل عطف مُفصّل بر مُجمَل است ؛ و مقصود ، تقسيم باطل است به پنج قِسم . پس حق ، آن است كه هيچ كدام از آن پنج قسم در آن نباشد . مراد به عَام اين جا ، مطلق است و مثل تحرير رقبه در كفّارهء ظهار كه در سورهء مجادله است . « 1 » و مراد به خاص ، مقيّد است ، مثل تحرير رقبهء مؤمنه در كفّارهء قتل خطا كه در سورهء نساء است . « 2 » و اين ، اشارت است به بطلان مذهب جمعى از اصوليّين كه در امثال اين ، خواه در قرآن و خواه در حديث ، حمل مطلق بر مقيّد مىكنند به اعتبار لغت و عرف يا به اعتبار قياس ، چنانچه شيخ ابو جعفر طوسى - رحمه اللَّه تعالى - در كتاب عُدّة در « فَصْلٌ فِي ذِكْرِ الْكَلَامِ فِي الْمُطْلَقِ وَالْمُقَيَّد » بيان كرده و گفته كه : مطلق و مقيّد نوعى از عام و خاصّ است . و بعضِ كلام او اين است كه : و قَدْ يَكُونُ التَخْصِيصُ بِأَنْ يُعْلَمَ أَنَّ اللَّفْظَ يَتَناوَلُ جِنْساً مِنْ غَيرِ اعْتِبَارِ صِفَتِهِ ، وَ

--> ( 1 ) . « وَ الَّذِينَ يُظاهِرُونَ مِن نِّسَائهِمْ ثمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُواْ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ » . مجادله ( 58 ) : 3 . ( 2 ) . « وَ مَا كانَ لِمُؤْمِنٍ أَن يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطًا وَ مَن قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطًا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ » . نساء ( 4 ) : 92 .